غلامعلى صفايى

347

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

شريفم رفتند و من رونده نبودم » . الثاني : دومين ناصبى كه ياء متكلم به واسطهء آن منصوب شده و قبل ياء متكلم ، نون وقايه آورده مىشود ، اسم فعل است ، مانند : « دراكنى » به معناى « أدركنى » و « تراكنى » به معناى « اتركنى » و « عليكنى » به معناى « الزمني » است و در اين مورد نيز وقوع نون وقايه واجب است . الثالث : سومين ناصبى كه ياء متكلم به واسطه آن منصوب مىشود و بين آن دو ، نون وقايه جوازا قرار مىگيرد حروف مشبهة بالفعل است ، مانند « إننّى » بايد دانست كه اين نون هرگاه عامل نصب آن « إنّ ، و أنّ ، لكنّ و كأنّى » باشد به طور متساوى جايز است حذف شود مانند آيهء شريفهء : يا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً ( يوسف / 4 ) . و اگر عامل نصب « لعلّ » باشد غالبا نون وقايه آورده نمىشود و گفته مىشود : « لعلي » مانند آيهء شريفهء : وَ قالَ فِرْعَوْنُ يا هامانُ ابْنِ لِي صَرْحاً لَعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبابَ أَسْبابَ السَّماواتِ ( غافر / 36 ) . و اگر عامل نصب « ليت » باشد قليلا حذف مىشود و كثيرا مذكور است و گفته مىشود : « ليتني و ليتي » . و تلحق ايضا : بايد توجه داشت كه نون وقايه قبل از ياء مجرور به « من و عن » نيز وجوبا قرار مىگيرد ولى اگر در شعر بود و ضرورت اقتضاى عدم الحاق نون وقايه داشت از باب ضرورت نون وقايه آورده نمىشود ، و همچنين اگر قبل از ياء متكلم ، كلمات « لدن » يا « قد » يا « قط » قرار گيرد ، نون وقايه جوازا بين آنها و ياء آورده مىشود ، و ابن مالك در اين قسم از الحاق مىگويد : و « ليتني » فشا و « ليتي » ندرا * مع « لعلّ » اعكس و كن مخيرا في الباقيات و اضطرارا خفّفا * « منّي » و « عنّي » بعض ما قد سلفا و في « لدنّي » « لدنى » قلّ و في * « قدني » و « قطني » الحذف أيضا قد يفي و في غير ذلك شذوذا : و در غير اين موارد گفته شده ، وقوع نون وقايه قبل از ياء متكلم نادر و شاذ است ، مانند : « بجلني » به معناى « حسبي » .